أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
228
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
تركان او را پس از واقعه بغداد بياوردند و فقيه « 69 » او را بازستد از ايشان و در صحبت منكوحه شيخ و دختران او مىبود و او را وفات رسيد و در آن بقعه دفن كردند نزد جماعت خاندان شيخ . شيخ ابراهيم كرجى از پيشوايان مشايخ و از بزرگان عباد و صوفيه بود كه در عصر خود بزهد و معرفت مشهور و معروف بود « 70 » و ميگويند كه از شهداست و در شهادت وى قولهاست و آنچه وثوق بدان حاصل است آنست كه جماعتى از حكام التجا به او آورده بودند از جهت قصد ظلمه كه ايشان را ميكشتند و شيخ راه آن ظالمان به اين جماعت نميداد پس نفس نفيس آن بزرگوار فداى ايشان شد و او را كشتند و در رباط خود دفن كردند و بر قبر او نوشته است كه او را شهيد كردند در سال سيصد و يكم از هجرت و سوگند خوردن در سر تربت او تأثيرى عظيم بزرگ دارد و بدرستى كه خلق بسيار تجربه كردهاند رحمت الله عليه « 71 » .
--> ( 69 ) - مراد از فقيه بدون شك صائن الدين حسين سابق الذكر است . مؤلف هرجا در تضاعيف اين كتاب ( قال الفقيه ) ميگويد مراد او همين شخص است كه كتاب او موسوم به ( تاريخ مشايخ فارس ) يكى از مآخذ عمده مؤلف بوده است و مراد از ( وقعه بغداد ) فتح آن شهرست بدست مغول در سنه 656 كه اين فقره نيز با عصر صائن الدين حسين متوفى در سنه 664 كاملا موافق است و اين نكته را نيز ناگفته نگذريم كه شيخ شهاب الدين سهروردى چنان كه مؤلف در شرح احوال فقيه صائن - الدين مزبور گفت شيخ خرقه اين اخير بوده است و لابد به همين مناسبت است كه فقيه مذكور دختر شيخ را از دست اتراك رهانيده و نگاهدارى نموده است ( حاشيه شد الازار ) . ( 70 ) - مد : بودند بود . ( 71 ) - در متن شد الازار چنين آمده است : و يقال انه من الشهداء و فى شهادته اقوال اوثقها انه التجا اليه جماعة من كبار السادة و قصدهم بعض الظلمه ليقتلهم فلم يدل عليهم و فداهم بنفسه النفيسة منافسة فيهم فقتل و دفن فى رباطه و على قبره مكتوب انه استشهد فى سنة احدى و ثلاثمائة و الحلف عنده سريع التأثير و قد جربوه كثيرا رحمة الله عليهم .